سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
تاریخ : یادداشت ثابت - جمعه 91/9/18 | 3:55 عصر | نویسنده : محمد علی

نظر بدهید:

ما با نظرهای شما زنده ایم.

امید است این وب قابل توجه تون باشه.




تاریخ : یکشنبه 91/9/19 | 8:33 عصر | نویسنده : محمد علی

شاید بسیاری از افراد وقتی واژه دیکته را می شنوند یک معلم به ذهنشان می آید که کتاب فارسی را در دست دارد و کلمات را بلند بلند برای دانش آموزانش می خواند و دانش آموزان نیز آن را در دفتر خود می نویسند، در پایان املا معلم برای دانش آموزان لغت سخت می گوید و خودش آنها را تصحیح می کند. باید گفت این روش مربوط به سال ها پیش است و بنده بعید می دانم که دیگر هیچ آموزگاری از این روش قدیمی و خشک و خسته کننده استفاده کند. هدف از املا این است که دریابیم دانش آموز تا چه حد به اهداف تعریف شده دست یافته و برای رفع مشکل او، نه ابزاری برای مچ گیری و تنبیه.

در این قسمت روش هایی جمع آوری شده که می توان از آنها برای املا گفتن به دانش آموزان استفاده کرد. می توان اظهار داشت روش ها، روش های جالبی هستند و یک نواختی زنگ املا را از بین می برند. باید این نکته را عرض کنم که مطالب داخل پرانتز نظر شخصی اینجانب می باشد و به منبع مطلب که وبلاگ "آموزش-تحصیل" هست‌ ارتباطی ندارد.

نکته دیگر این است که هیچ یک از روش های زیر نباید به عنوان روش غالب برای املا گفتن استفاده شود. معلم باید تلاش کند از انواع مختلف روش ها استفاده کند تا روش ها ارزش آموزشی خود را از دست ندهند و این امر برای دانش آموزان یکنواخت نشود.

امیدوارم مورد قبول دوستان و آموزگاران عزیز واقع گردد.

 

روش ها:

1) معلم می تواند املا را بر روی چندین کارت بنویسد و این کارت ها را بین گروه ها تقسیم کند تا تمام گروه ها کارتها را ببینند و سپس کارتها را جمع کرده و از روی آنها دیکته بگوید. (قابل استفاده برای املای آموزشی)

2) هر گروه یک متن املاء با کمک تمام اعضای گروه خود می نویسد و معلم املای همه گروهها را جمع آوری کرده و می خواند سپس یا بهترین دیکته به کل کلاس گفته می شود و یا از هر گروه یک پاراگراف انتخاب کرده و دیکته تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس، دیکته می گوییم. در این صورت متن دیکته را بچه ها انتخاب کرده اند. ( به علت کمبود وقت این روش کارایی چندانی ندارد، به خصوص با کاهش زمان کلاس ها در بخش نامه جدید )

3) دانش آموزان را گروه بندی می کنیم و سپس هر گروه متن دیکته ای را می نویسد و برای گروه دیگر می خواند تا آن گروه بنویسد و بالعکس. دیکته گروه به گروه نام دیگر این دیکته است. (قابل استفاده برای املای آموزشی)

4) در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در املا پیشرفت چندانی ندارد، می توان دانش آموز ضعیف را کنار دانش آموزی قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است، با مشورت بنویسد. در نتیجه دانش آموز ضعیف، هم آن لغت را به خوبی به ذهن می سپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نمی شود. البته این روش نباید به طور تکراری و همیشگی باشد. ( البته به نظر من بهتر است به جای این کار نوع اختلال دیکته دانش آموز را کشف کنیم و آن را رفع کنیم تا دانش آموز در آینده متکی به دیگری نباشد. کتاب درمان اختلالات دیکته نویسی تالیف دکتر مصطفی تبریزی می توان به شما کمک شایانی در این زمینه داشته باشد.)

5) در هنگام تصحیح کردن املا، معلم صحیح لغات را نمی نویسد و دانش آموزان خودشان درست لغات را از کتاب پیدا می کنند و بعد معلم به آن املا نمره می دهد. یعنی، ابتدا دور کلمات اشتباه خط کشیده می شود و صحیح آن را بچه ها می نویسند و معلم به صحیح نوشتن آنها نمره می دهد. ( بهتر است از این مورد در املای ارزشیابی استفاده نشود )

شنیدن و خواندن وسیله ایست برای پی بردن به افکار دیگران و گفتار و نوشتن وسیله ایست برای آگاه ساختن دیگران از مقاصد و افکار خود. بنابراین تمام کوشش هایی که در زمینه آموزش زبان دردبستان انجام می گیرد باید در جهت پرورش مهارت های چهارگانه آن یعنی شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن باشد. اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا دانش آموزان ما در املا ضعف دارند ؟ به روایتی اشکال کار در کجاست ؟ معلم؟ دانش آموز؟ و شاید هم خانواده ؟

عده ی زیادی از دانش‌آموزان در نظام آموزشی ما دچار اختلالات یادگیری هستند، طبق گزارش‌های رسمی آموزش و پرورش4 تا 12 درصد از دانش‌آموزان در هر سال اختلال یادگیری دارند.

بی‌تردید تعداد واقعی بیش از این خواهد بود. برای مقابله با این معضلات آموزشی هریک از معلمان روش‌های خاصی را اتخاذ می‌کنند، برخی از این روش‌ها به علت علمی نبودن سبب سرخوردگی تحصیلی دانش‌آموزان می‌گردد.

 

عمده‌ترین مشکل املایی دانش‌آموزان:

الف. نارسانویسی:

1- نارسانویسی به وضعیتی اطلاق می‌شود که دانش‌آموزان قواعد نگارشی در هنگام نوشتن رعایت نمی‌کنند، تمام کلمه یا بخشی از حروف آن را نمی‌تواند هم اندازه و هم شکل طبق قواعد نگارشی بنویسد، همچنین نارسایی آموزش در مورد استثناها و قواعد نگارشی جزو این دسته از مشکلات است.

مثل نوشتن کلمه‌ی بندگی به صورت بنده‌گی یا نوشتن کلمه‌ی خواهر به صورت خاهر و... در این نوع اختلال دانش‌آموز کلمه را از نظر نقطه، دندانه، شکل درست حرف و... کاملاً درست می‌نویسد تنها مشکل این است که دانش‌آموز معیار درست نویسی کلمه و حروف آن را رعایت نمی‌کند.

2- دانش‌آموز مهارت‌هایی نظیر چرخش دست در نوشتن، گرفتن صحیح مداد را به خوبی یاد نگرفته است.

3- عدم حرکت مناسب انگشتان

4- ناهماهنگی چشم و حرکت دست

5- وضعیت قرار گرفتن نامناسب دفتر و مداد به هنگام نوشتن

6- نارسایی آموزش معلم در تمرین نوشتاری حروف

7- عدم هماهنگی حواس دیداری، شنیداری و حرکتی

8- خطا در ادراک دیداری حروف و کلمات

9- فاصله‌ی نامناسب چشم به هنگام نوشتن

10- عدم توانایی کنترل دست در هنگام نوشتن

11- عدم هماهنگی کلی بدن

12- تاخیر در تکلم فرد

13- پرتحرکی و بی‌قراری در هنگام نوشتن

14- میز و صندلی‌های نامناسب

ب. ضعف در حافظه‌ی دیداری:

عمده‌ترین مشکل املایی دانش‌آموزان ناتوانی در جایگزینی درست این حروف می‌باشد، علت عمده این نوع غلط‌های املایی ضعف حافظه‌ی دیداری است، یعنی دانش‌آموز در هنگام نوشتن املا قادر نیست تصویر درست کلمه را در ذهن خود یادآوری کند لذا در بازشناسی حروف همصدا دارای مشکل هستند.

 

ب. علل ضعف حافظه‌ی دیداری:

- نقص آموزش معلم

- عدم تمرین و تکرار حروف همصدا توسط دانش‌آموز

- دانش‌آموز قادر نیست تصویر کلمه را در ذهن خود تجسم کند(تجسم ذهنی کلمه)

- نشناختن حروف

- ناتوانی در ترکیب حروف

 

ج. ضعف در تمیز دیداری

در این نوع مشکل املایی، دانش‌آموز جزییات کلمه را رعایت نمی‌کند مثل از سه دندانه(س) یکی نمی‌نویسد، یا از نقطه‌ها کم و زیاد می‌کند به عنوان مثال کلمه‌ی آش، آس. همچنین ناتوانی در تمیز و تشخیص تفاوت یک چیز از دیگر چیزهاست نظیر عدم تشخیص حروفی که دارای تصویر فضایی مشابهی هستند مانند ج به جای چ، د به جای ذ، ک به جای گ و بالعکس. براساس تحقیقات انجام شده 25 درصد از مشکلات املایی دانش‌آموزان مربوط به ضعف در تمیز دیداری است.

برای رفع این مشکل می‌توان تمریناتی از قبیل مشابهت‌ها و تفاوت‌ها انجام داد.

د. حساسیت شنوایی

برخی از مشکلات املایی از ضعف شنوایی ناشی می‌شود در این نوع اختلال املایی دانش‌آموز به علت ضعف شنوایی برخی از صداها را نمی‌شنود یا اینکه آن را اشتباه می‌شنود.

پایین بودن حساسیت شنوایی عامل اصلی این اختلال است. نمونه‌ی این نوع اختلال:

نوشتن مسواک به صورت مسباک

نوشتن زنبور به صورت زمبور

علاوه بر اشتباه در نوشتن کلمات گاهی جا انداختن برخی از حروف و کلمات نیز از ضعف شنوایی است.

شیوه‌ی تلفظ معلم نقش اساسی دارد با تلفظ شمرده و رسا بودن صدای معلم عمده‌ی این مشکل حل خواهد شد.

ه. عدم دقت و توجه

برخی از مشکلات املایی نیز مربوط به بی‌دقتی دانش‌آموز در دندانه و نقطه، تشدید و جایگزینی نادرست آن‌ها و اشتباهاتی در سرکش، تشدید می‌باشد.

 

علل اشتباه نویسی در دندانه:

1- نا آشنایی با شکل کلی دندانه و حروف دندانه‌دار

2- نا آشنایی با نوشتن شکل دندانه در کلمه

3- اشتباه در شمارش دندانه‌های حروف دندانه‌دار مثل کلمه نیستند.

4- اشتباه در نوشتن شکل حروف دندانه‌دار در خط تحریری

5- نا آشنایی با قواعد خط تحریری به ویژه در اتصال حروف دندانه‌دار به برخی حروف معلمان پایه‌ی اول به ویژه در آموزش حروف دندانه‌دار، مراقب و نظارت کامل بر نحوه‌ی نوشتن دانش‌آموزان داشته باشند و با تمرین و تکرار به برخی تغییراتی که در شکل ظاهری دندانه‌ها و حروف در اتصال به حروف دیگر رخ می‌دهد آشنا شوند و مهارت یابند.

حروف «ب، ن، ی» نماد بزرگ دندانه هستند که در اتصال به هجا یا کلمه‌ی دیگر تغییر می‌یابند

کتاب...کتابدار، آب...آبی، توان...توانا، پهلوان...پهلوانان، موی...مویه، روی...رویه. دلایل اشتباه در نقطه‌گذاری حروف

 

اشتباه در نقطه‌گذاری حروف در کلاس اول معمولاً بیشتر است و به صورت‌های زیر دیده می‌شود:

1- کم گذاشتن نقطه

2- نگذاشتن نقطه

3- زیاد گذاشتن نقطه

4- جا به جا گذاشتن نقطه

5- نامناسب گذاشتن نقطه

 

اشکالات مربوط به تشدید:

اشکالات مربوط به تشدید به صورت‌های زیر در دیکته ظاهر می‌شود:

1- جا انداختن یا ننوشتن تشدید

2- بی جا یا اضافه گذاشتن تشدید

3- جا به جا نوشتن تشدید

 

راه کار عملی برای شناسایی و برنامه‌ریزی مشکلات املایی :

یکی از مشکلاتی که دانش‌آموزان با آن مواجه می‌باشند ضعف املا است. اولین گام برای بر طرف کردن هر ضعفی شناخت آن می‌باشد. اگر معلم و مربی به موقع و دقیق مشکلات دانش‌آموز را تشخیص دهد می‌تواند سریع راه حل مناسب و منطقی را برای حل مشکل انتخاب و در جهت بهبود وضعیت آموزشی دانش‌آموزان اقدام نماید.

مدل املانویسی که در ذیل توضیح داده می‌شود تا اندازه‌ی زیادی به معلم کمک می‌کند تا به طور دقیق و سریع ضعف املایی دانش‌آموزان را تشخیص دهد و در جهت بهبود وضعیت دانش‌آموز اقدام کند.

 

تعریف املا:

املا به معنی جانشین ساختن صحیح صورت نوشتاری کلمات حروف به جای صورت آوای آن‌هاست.

 

اهداف درس املا در دوره‌ی ابتدایی:

1- آموزش نوشتن کلماتی که مورد احتیاج دانش‌آموزان است.

2- ارزشیابی از آموخته‌های دانش‌آموزان

3- افزایش خزانه‌ی لغات دانش‌آموزان

4- آموزش شیوه‌ی نگارش حروف و کلمات

 

در یادگیری املا یک کلمه سه عامل موثر می‌باشد:

الف. شنیدن

ب. دیدن و تجسم ذهنی کلمه

ج. نوشتن کلمه

 

با توجه به این سه عامل زمانی دانش‌آموز کلمه را به درستی خواهد نوشت که آن کلمه را خوب بشنود و بتواند در ذهن خود آن را تجسم کند و در نهایت کلمه را بنویسد.

 

حرکتی در زیر توالی آن توضیح داده می‌شود:

الف. شنیدن کلمه، تشخیص دقیق کلمه، تدارک کلمه

ب. تشخیص کلمه، یادآوری و مجسم ساختن تصاویر و بازشناسی کلمه‌ی صحیح در ذهن

ج. نوشتن درست کلمه، نوشتن صحیح حروف سازنده‌ی کلمه‌ی بازنویسی کلمه و توالی مناسب آن‌ها

به طور خلاصه مدل نگارش کلمات در املا عبارت از ادراک کلمه، بازشناسی کلمه‌ و بازنویسی کلمه هریک از این توالی در مدل، مربوط به یک یا چند فرآیند ذهنی است، ادراک کلمه مربوط به حافظه‌ی شنیداری و تمیز شنیداری است. بازشناسی کلمه مربوط به حافظه‌ی دیداری و توالی دیداری است. بازنویسی کلمه مربوط به حافظه حرکتی است.

 

با توجه به مطالب ارایه شده مدل آموزشی املا به شرح زیر ارایه‌ی معرفی می‌شود:

براساس مدل ارایه شده کلیه‌ی برنامه‌های آموزشی املا بایستی به سه رکن آن یعنی ادراک، بازشناسی و بازنویسی توجه کنند. بررسی نقادانه برنامه‌ی درسی املا در دوره‌ی ابتدایی موید این نکته است که برنامه‌های درسی تنها بر بازنویسی محدود بوده و دو بعد دیگر چندان مورد توجه نیست لذا برنامه‌های درسی املا از وجه آموزشی به وجه آزمونی تبدیل شده است. برنامه‌ی درسی مبتنی بر این مدل که هر سه رکن را شامل شود، براساس الگویی معرفی می‌شود.

 

الگوی برنامه درسی املا:

1- انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته‌ی کلاس و خواندن آن توسط دانش‌آموزان

2- پاک کردن متن از تخته و قرائت آن توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش‌آموزان

3- تصحیح املا به صورت گروهی«توسط خود دانش‌آموزان»

4- استخراج فهرست خطاهای دیکته‌ای

5- تمرین، توضیح و آموزش بر مبنای عمده‌ترین غلط‌های املایی

توضیح اینکه غلط‌های املایی هر جلسه مبنای آموزشی برای جلسه‌ی بعدی املا قرار می‌گیرد.

 

مهم‌ترین محاسن این الگو عبارت از:

الف. توجه به بعد آموزشی املا، چون در مراحل پنجگانه‌ی بالا هدف آزمون نیست.

ب. انعطاف پذیری در متن املا

ج. توجه به سه رکن برنامه‌ی درسی املا از طریق دیدن متن و خواندن و بازشناسی و یادآوری و کاهش مشکلات و خطاهای دیکته‌ای دانش‌آموزان، به تدریج با اجرای کامل برنامه

د. کاهش اضطراب و ترس دانش‌آموزان از برنامه‌های درسی دیکته

ه. چون خطاهای دیکته ای توسط خود دانش‌آموزان با راهنمایی معلم استخراج می‌شوند، لذا دانش‌آموزان در رفع آن مصمم می‌شوند

چون الگو بر پایه‌ی آموزش املا طراحی شده است لذا توصیه می‌شود که از نمره دادن به دانش‌آموزان خودداری شود و ارزشیابی از کمی و عددی به کیفی تغییر یابد و این فرآیند تا زمانی ادامه یابد که غلط‌های املایی به حداقل برسد. نمره دادن به املا براساس این الگو تنها در املای امتحانی پیشنهاد می‌شود.

نکته‌ی قابل توجه دیگر، کلاس بایستی از حالت سنتی خود به کارگاه آموزشی تبدیل شود و همه فراگیران در نقش یاد گیرنده و یاد دهنده باشند و تعامل های بین فردی گسترش یابد. برای قرائت متن املا با توجه به اینکه متن چندین بار خوانده شده و توضیحاتی توسط معلم برآن داده شده است، توصیه می‌شود هر بند از متن املا فقط دو بار تکرار شده و مدت زمان تقریر متن حداکثر 25 دقیقه باشد، حداکثر متن املا در هر جلسه براساس توان دانش‌آموزان و نوع متن از لحاظ دشواری کلمات و عبارات، متغیر می‌باشد.

 

ولی به جهت هماهنگی مقدار متن املا در پایه‌های مختلف بدین شرح پیشنهاد می‌شود:

برای کلاس اول ابتدایی در نیم سال اول 8 جمله حداکثر 35 کلمه و در نیم سال دوم 10 جمله حداکثر 40 کلمه، برای کلاس دوم ابتدایی حداکثر 10 سطر حدود 100 کلمه، برای کلاس سوم ابتدایی حداکثر 12 سطر حدود 120 کلمه، برای کلاس چهارم و پنجم ابتدایی حداکثر 15 سطر حدود 150 کلمه.

برای درک بهتر کلمات، گاهی نیاز است که کلمه برای دانش‌آموزان به همراه تصویر آموزش داده شود همچنین برای تجسم ذهنی یک کلمه بهتر است دانش‌آموزان آن را با انگشت خود در هوا بنویسند.

برای یادگیری بهتر می‌توان تمرینات فرعی دیگری همچون دنباله نویسی و کامل کردن کلمات ناقص نوشته شده، تعیین تعداد حروف کلمه، تعیین تعداد نقطه‌ها، دندانه‌ها و... انجام داد.

برای تصحیح املا در این الگو بایستی کلمات مشکل در تخته نوشته شود و سپس دانش‌آموزان با کنترل و نظارت معلم متن خود را با آن مطابقت کرده و غلط های خود را استخراج کنند. این مورد می‌تواند با عوض کردن دفاتر دیکته و یا تصحیح توسط یک عده‌ی خاص از دانش‌آموزان انجام شود. در پایان معلم به کمک دانش‌آموزان مهم‌ترین مشکلات دیکته‌ای آن جلسه را در تخته‌ی کلاس نوشته و به دانش‌آموزان در آن مورد آموزش می‌دهد. چنانچه وقت آن جلسه اجازه ندهد می‌توان آموزش را به جلسه‌ی بعدی موکول کرد.

 

منابع:

1- روش تدریس زبان فارسی در دوره‌ی دبستان دکتر بهمن زندی

2- روش تدریس فارسی ابتدایی دوره کاردانی تربیت معلم کد 6004

3-مجله‌ی رشد معلم شماره‌ی 6 ـ اسفند 73

4- نوار، سی دی آموزشی املا با همکاری وزارت آموزش و پرورش و تکنولوژی

5- ملکوتی، زهرا، املا به شیوه‌ی بارش مغزی، مجله‌ی رشد آموزش ابتدایی، شماره 5، بهمن 86

6- تبریزی، مصطفی، درمان اختلالات دیکته نویسی، انتشارات فراروان، چاپ دهم

7- جعفریان یسار، حمید، سفید، خاکستری، سیاه در زنگ املا، مجله‌ی رشد آموزش ابتدایی، شماره‌ی 4، دی 86




تاریخ : شنبه 91/9/18 | 3:50 عصر | نویسنده : محمد علی

ارزشیابی – گاه دیده می شود که دانش آموزی از نمره ای که در درس انشا گرفته است خشنود نیست، رنجیده و دلخور است، می پندارد که درباره ی او حق کشی و بی عدالتی شده، و از این بابت از معلم خود گله مند و از نوشتن دل سرد است.

نباید پنهان داشت که ارزشیابی انشا کار دشواری است و از این نباید گذشت که دانش آموز چنین بپندارد که نظرش درباره ی میزان درستی یا نادرستی ارزشیابی معلم درست و کاملاً رواست. باید دانش آموز را به هدف اصلی و اساسی آموزش انشا متوجه کرد تا با راهنمایی های معلم در بهبود و پیشرفت کار خود بکوشد، و از توجه بیش از حد به نمره و مقایسه ی آن با نمره های دیگران و نتیجه گیری ها و تصورات ناروا و بیهوده پرهیز کند، و بداند که ارزشیابی و نمره ی معلم براساس معیارها و ملاک هایی است که باتوجه به حدود توانایی عمومی کلاس و بدون دخالت عقاید شخصی درباره ی موضوع و احساسات خصوصی او نسبت به هر دانش آموز، داده می شود.

گرچه معیارهای ارزشیابی در همه ی انواع انشا نمی تواند یکسان باشد، چنان که در یک انشای وصفی، زیبایی و لطافت واژه ها و شیوایی و ملاحت جمله ها بیش تر مورد توجه است و در یک انشای اجتماعی، قدرت استدلال و تفکر، ولی به طور کلی هرگونه انشایی را می توان باتوجه به معیارهای زیر ارزشیابی کرد و نمره داد:

قواعد و نکات دستوری3 نمره

سادگی و روانی و رسایی و روشنی جمله ها و تنوع واژه ها و ساختمان جمله3 نمره

میزان توفیق در بیان اندیشه و احساس5 نمره

نظم و ترتیب و تسلسل و ارتباط مطالب (طرح)2 نمره

میزان تازگی و اصالت طرح کلی اندیشه و احساس یا نحوه ی استدلال5 نمره

پاکیزگی ورقه، خوانایی خط، رعایت قواعد نشانه گذاری و پاراگراف بندی و حاشیه گذاری2 نمره

خلاصه ای از آن چه گذشت:

-باید دانش آموزان را به خوبی با هدف های برنامه آشنا کرد تا بدانند که هدف از آموزش نگارش آماده شدن آن هاست برای رفع نیازهای زندگی، و این کاری بالاتر از حد توانایی یک فرد متوسط و معمولی نیست.

-باید با ذکر اهمیت این درس و نقشی که در پرورش فکری و پیشرفت های آینده ی آن ها دارد، علاقه ی آن ها را نسبت به آن جلب کرد.

-باید ذوق ها و استعدادهای متنوع دانش آموزان را خوب شناخت و روش خود را در تدریس و انتخاب موضوع با ذوق و استعداد آن ها منطبق ساخت.

-معلم باید در ابتدای سال برنامه ی درسی سالانه ی خود را با رعایت اصل «از ساده به دشوار» از روی برنامه ی تفصیلی تهیه و موضوعات آن را دقیقاً مشخص کند.

-تهیه و پیش بینی طرح درس برای هر ساعت از لوازم حتمی موفقیت در تدریس است که شامل سه قسمت است:

الف – تهیه ی متنی شامل معرفی موضوع هر درس و راهنمایی های لازم برای نگارش آن

ب – تهیه ی سؤال های انشایی متعدد برای آن موضوع

ج – تهیه ی وسایل کمک آموزشی از قبیل کتاب های لازم یا ضبط صوت یا فیلم استریپ در صورت لوزم.

- باید در انتخاب موضوع دقت شود، به طوری که با تجارب و مطالعات و امکانات ذهنی دانش آموزان متناسب باشد. سؤال انشایی کاملاً روشن و مشخص و محدود و دور از هرگونه ابهام تهیه شود.

- سؤالات انشایی با همکاری خود دانش آموزان تهیه شود تا با توانایی و انگیزه ها و خواست های آن ها متناسب باشد. برای این کار از دانش آموزان می خواهیم که موضوعاتی تهیه و پیشنهاد کنند، آن گاه آن پیشنهاد را اصلاح و کامل می کنیم و برای نوشتن به آن ها می دهیم.

- باید در حسن اداره ی کلاس خاصه در وقت خواندن انشا و اظهارنظر دانش آموزان دقت کرد، به طوری که ضمن فعال بودن کلاس و شرکت همه ی دانش آموزان در بحث و اظهارنظر، نظم و انضباط کلاس به هم نخورد.

- باید در رعایت احترام دانش آموزان و پرورش سجایای اخلاقی از قبیل حقیقت جویی و حقیقت گویی و صداقت و صراحت لهجه و شجاعت بیان کوشید و آن ها را به پرهیز از تعصب و لجاج و پرخاش جویی، پرهیز ازخشم، و حفظ خونسردی و رعایت آزادی عقیده ی دیگران و تحمل شنیدن عقاید مخالف عادت داد.

- معلم نباید عقیده ی شخصی خود را، خاصه هنگامی که بوی بدبینی و یأس و نومیدی و افسردگی و احساس بیهودگی می دهد، به دانش آموزان تحمیل یا تلقین و القا کند، زیرا نفوذ معنوی و شخصیت برتر معلم موجب می شود که دانش آموز از هر جهت آماده ی پذیرفتن عقاید او باشد. شخصیت و اخلاق انسانی معلم اقتضا می کند که حتی عقاید و نظریاتی را هم که در صحت آن ها هیچ گونه تردیدی ندارد فقط ارائه دهد و همواره دانش آموزان را وادارد که صحت آن ها را مورد تردید قرار دهند و خود درباره ی آن به تلاش فکری دست بزنند.

- باید دانش آموزان را عادت داد که انتقاد آن ها از نوشته ی دیگران با احترام و محبت و نرمی همراه باشد و از درشتی و تمسخر دیگران بپرهیزند و ضمن انتقاد از یادآوری جنبه های جالب و خوب انشای دیگران چشم نپوشد.

- کلاس انشا نباید عرصه ی خودنمایی یکی دو نفر که از همه قوی ترند بشود و دیگران، خاصه افراد خیلی ضعیف، که بیش تر احتیاج به توجه دارند، به افرادی تماشاچی و کنار گودنشین تبدیل شوند، بلکه باید به خصوص به افراد ضعیف تر بیش تر توجه کرد و با سؤال کردن از آن ها به بحث و اظهارنظر وادارشان کرد.

- باید مراقبت کرد که، در هر جلسه ی انشا، همه ی دانش آموزان انشا نوشته باشند، و نیز باید خواندن انشا به نحوی باشد که هیچ دانش آموزی نتواند پیش بینی کند که در جلسه ی آینده انشای خود را خواهد خواند یا نه، زیرا اگر دانش آموزی پیش بینی کند که در جلسه ی آینده انشا نخواهد خواند، برای رفع تکلیف چیزی خواهد نوشت و تمام نیرو و استعداد خود را در آن به کار نخواهد برد. در عین رعایت این نکته، باید ترتیبی داده شود که در پایان هر سه ماه تقریباً همه به یک اندازه انشا خوانده باشند و کسی احساس نکند که کم تر مورد توجه قرار گرفته یا از این راه به او ظلم شده است.

- در موقع خواندن انشا معلم باید دانش آموزان را به رعایت تناسب آهنگ گفتار با معنی و مفهوم آن و تلفظ و آهنگ رسا و محکم، و رعای جای درنگ و سکوت عادت دهد، و در از میان بردن لکنت زبان و عیب های دیگر بکوشد.

- باید ترتیبی داده شود که در هر جلسه دست کم ده انشا، خوانده شود. از این رو باید از خوانده شدن انشاهای طولانی در کلاس جلوگیری شود. انشاهای نوشته شده، ضمن بررسی، جمع آوری می شود و معلم از میان آن ها انشاهایی را که باید خوانده شود انتخاب می کند. بقیه ی انشاها را معلم در خارج از کلاس می خواند و در حاشیه ی آن یادآوری های لازم را می کند.

- تصحیح انشا شامل تصحیح طرح کلی، نظم و ترتیب، جمله بندی، و جنبه های دستوری و لغوی آن است. این کار باید به تدریج و مرحله به مرحله صورت گیرد. بدین ترتیب که در اوایل سال باید از نکات کلی و اساسی مربوط به طرح و فکر انشا شروع کرد و پس از آن که این عیب های کلی تا حدی از میان رفت، به نکات جزئی دستوری و شیوه ی بیان پرداخت. خلاصه نباید طوری رفتار کرد که کثرت ایرادها باعث دلسردی و یأس دانش آموز شود. در مراحل اول مهم این است که دانش آموز بتواند فکر خود را بیان کند و سایر نکات از قبیل نکات دستوری و لغوی و آرایش سخن و نحوه ی استدلال مربوط به مراحل بعدی است.

- باید دانش آموزان را به رعایت صمیمیت و صداقت، و احساس آزادی کامل در بیان، و سادگی و بی پیرایگی سخن و رعایت تناسب موضوع و شیوه ی بیان و تناسب بین اجزای داخلی انشا، عادت داد.

- باید دانش آموزان را واداشت که هر انشا را پس از تصحیح در دفتر مخصوص انشا، با رعایت پاکیزگی و خوانایی و اصول نشانه گذاری و حاشیه گذاری، پاک نویس کنند و این دفتر اقلاً ماهی یک بار جمع آوری شود و مورد مشاهده و مطالعه و اظهارنظر معلم قرار گیرد.

- باید دانش آموزان را به مطالعه ی نثر امروزی تشویق و آن ها را در انتخاب نمونه های خوب آن یاری کرد.

- باید دانش آموزان را به مطالعه و تشکیل جلسات سخنرانی و بحث و مناظره و تهیه ی روزنامه ی دیواری تشویق کرد.

- باید برای دانش آموزان تکلیفی سالانه متناسب با ذوق و توانایی آن ها تعیین کرد، و حتی نمره ی آن را به نحوی در نمره ی امتحانی آن ها دخالت داد. این کار می تواند خلاصه کردن یک کتاب، معرفی و نقد یک کتاب، انجام دادن یک کار تحقیقی یا اجرای یک سخنرانی جامع باشد. در صورت لزوم برای انجام دادن تکلیف سالانه می توان گروه های چند نفری را معین کرد.

- باید اقلاً ماهی یک بار در کلاس از دانش آموزان خواست که انشایی بنویسند و نمره ی آن را در امتحان دخالت داد.

- برای نمره گذاری باید معیارها و ملاک های دقیق و عینی تعیین کرد، و براساس آن ها نمره داد تا دانش آموزان احساس بی عدالتی و تبعیض نکنند.

- باید دانش آموزان را متوجه هدف اصلی آموزش انشا کرد تا از توجه بیش از حد به کمی و زیادی نمره و مقایسه ی نمره ها منصرف شوند.

منبع : ماهنامه ی آموزش و پرورش، شماره ی 3، دوره ی 44، آذر 1353.h




تاریخ : شنبه 91/9/18 | 3:39 عصر | نویسنده : محمد علی

نظم و انضباط در مدرسه

نظم در لغت به معنای آراستن، برپا داشتن، ترتیب دادن کار و... و در اصطلاح نظامی به معنای پیروی کامل از دستورهای نظامی است.

انضباط نیز به معنای نظم و انتظام، تربیت و درستی، عدم هرج و مرج، سامان‌پذیری و آراستگی است.

می‌دانیم آنچه که امروز حرف اول را در مدرسه می‌زند انضباط است، انضباط اخلاقی و رفتاری دانش‌آموزان می‌تواند روی آموزش اثرگذار باشد. بنابراین پرورش همراه آموزش مهم جلوه می‌کند.

دانش‌‌آموزان با انضباط می‌توانند مسئولیت‌های مهم مدرسه را به عهده بگیرند و در آینده نیز جامعه به خوبی پذیرای این افراد است.

حال مسئله این است که اگر دانش‌آموز بی‌انضباط باشد چه کارهایی باید انجام دهیم؟

مسلماً چنین افرادی دارای مشکلاتی هستند که این مشکلات می‌تواند از مدرسه و یا عمدتاً از بیرون مدرسه باشد، به هر حال کمک به چنین دانش‌آموزانی وظیفه معلمان است تا بتوانند دانش‌آموزانی سالم و بانشاط تحویل جامعه دهند.

هدف از بررسی نظم و انضباط‌

هدف از بررسی این موضوع، چگونگی ایجاد مدرسه‌ای شاد با دانش‌آموزان با انضباط و منظم که انسان های پرورش یافته تربیت شوند و متفکر و متعهد باشند که فقط هدف آنها کسب نمره بالاتر نیست، بلکه هدف، آموزش و پرورش است.

نظم و انضباط حاکم بر مدرسه باعث می‌شود دانش‌آموزان با برنامه‌ریزی به کارهای خود برسند و این نظم و انضباط نه تنها داخل مدرسه، بلکه کارهای خارج از مدرسه را نیز تحت الشعاع قرار می‌دهد و باعث می‌شود دانش‌آموزانی با ایمان، مشتاق به درس و مدرسه و در آینده توانمند روی کار بیایند.

اگر هر شخصی در هر مرحله زندگی که هست نظم و انضباط داشته باشد موفقیت در انتظار اوست.

می‌دانیم که اگر به ‌آموزش و پرورش به دید واقعی نگاه کنیم و به آن اهمیت بدهیم باعث پیشرفت جامعه می‌شود و شاید در کشورهای توسعه یافته، آموزش و پرورش آنها دلیل پیشرفت آنها بوده است. برنامه‌ریزی مناسب و جذاب بودن مدارس، بودن نظم و انضباط در مدارس، جهت دار بودن آموزش و پرورش، باعث به ثمر رسیدن اهداف از پیش تعیین شده جامعه می‌شود.

هدف از نظم و انضباط در آموزش و پرورش، تربیت افرادی است که خود اتکاء و مستقل باشند، دلیل هر فرمان و دستوری را بدانند و چنین دیدی از انضباط، ظرفیت ذهنی افراد را افزایش می‌دهد و او را قادر می‌سازد تا مفاهیم جهان اجتماعی و طبیعی را درک کند.

بیان مسئله‌

در این گزارش این سوال مطرح می‌شود: آیا انضباط حاکم بر مدرسه می‌تواند بر تحصیل موفق دانش‌آموزان اثر داشته باشد؟

آیا معلمان مجرب ما می‌توانند با ارائه مطالب جذاب و هیجان‌انگیز خود، دانش‌آموزان جامعه فعلی را که پر از آلودگی‌های صوتی، تصویری و... است از نظر انضباطی کنترل کنند و در کلاس درس مشکلی نداشته باشند؟

و هزاران سوال دیگر که با یافتن جواب آنها می‌توانیم در امر آموزش و پرورش موفق باشیم.

متأسفانه اگر نتوانیم مشکل دانش‌آموزان را در مدرسه برطرف کنیم این معضل بی‌‌انضباطی هم برای معلمان دردسرساز خواهد بود و هم برای جامعه. زیرا بودن حتی یک دانش‌‌آموز بی‌انضباط در مدرسه نظم مدرسه و کلاس را بر هم می‌زند. انسان به عنوان یک موجود اجتماعی برای زندگی و ارتباط با دیگران ناچار است اطاعت از هنجارهای اجتماعی بین انسان‌ها را رعایت نماید. به عبارت دیگر رفتارش باید مورد قبول اجتماع باشد، یکی از راه‌های اجتماعی شدن و مورد قبول واقع شدن، رعایت مقرراتی است که در اجتماع حکم فرماست. آموزش و پرورش و مدارس بعنوان یک سیستم اجتماعی و متشکل از افراد انسانی به منظور نیل به این هدف، باید فعالیت‌هایی را پیش‌بینی کند که این مهارت اجتماعی را در دانش‌آموزان تقویت کرده و درونی سازد. امروزه نزد بسیاری از محققان برای افزایش و ایجاد نظم و انضباط روش‌های تربیتی غیر مستقیم و غیر کلاسیک مورد تأکید و تشویق قرار گرفته و اعتقاد بر این است که برای آموزش نظم تنها نباید به آموزش کلاسی، مقررات مدرسه و خانواده اکتفا نمود، بلکه استفاده از مشارکت جوانان و نوجوانان را در فعالیت‌های گروهی و انتخابی باید مدنظر قرار داد، تا از این طریق علائق، قدرت سازندگی، ابتکار و خلاقیت دانش‌آموزان را افزایش داد و درکی کامل و سنجیده از اجرای مشارکتی فعالیت‌ها بدست آورد و راهکارهای ارتقاء نظم و انضباط در سطح جامعه را بدست آورد.‌

‌نظم و انضباط در خلقت

نظم و انضباط نه تنها در مدرسه، باعث مدرسه‌ای شاد و توانا می‌شود بلکه این نظم در آفرینش هم بسیار مهم است. مثلاً نظمی که خداوند در کرات آسمانی، گردش روز و شب و... قرار داده که حکایت از بزرگی و عظمت خداوند باری تعالی است. خداوند در هر چیز تجلی یافته است و همه چیز از روی حساب و کتاب آفریده شده است. و همه چیز معلول تدبیر خداوند حکیم، مدیر و توانا است. وقتی خداوند در دستگاه پهناور خلقت خود نظم قرار دارد بنابراین انسانها هم باید در زندگی فردی و اجتماعی خویش نظم و تربیت و تدبیر را رعایت کنند.

به گفته روانشناسان: احتیاج به نظم و ترتیب، جز احتیاجات اساسی و روانی محسوب می‌گردد، رنگ و شکل خاصی به زندگی می‌دهد، افراد میل دارند زندگی فردی و جمعی خود را تحت نظم و قاعده مشخصی درآورند.‌

همه هزینه‌های هنگفتی که صرف قانون‌گذاری می‌شود، همه صرفاً به خاطر برقراری نظم در جامعه است. اسلام نیز به عنوان دین جامع و کامل به نظم و برنامه‌ریزی در زندگی اهمیت فراوان می‌دهد چرا که همه احکام اسلامی بر پایه نظم است.

در دنیای کنونی، با پیشرفته شدن و روی آوردن به کامپیوتر این نظم دقیقتر شده است. به طوریکه می‌توانیم بگوییم منظم زندگی کردن، جزء ضروریات زندگی است و مورد پسند عقل و دین است.

امیرالمومنان علی (ع) می‌فرماید: نظم و انضباط در روایات اسلامی نیز مورد تأکید قرار گرفته است به طوریکه حضرت علی (ع) در خطبه‌های نهج‌البلاغه فرزندان خود را به تقوای الهی و نظم در کارهایشان سفارش می‌کند.

نظم و انضباط و مدرسه سالم

آنچه که برای ما اهمیت دارد رابطه نظم و انضباط با مدرسه سالم است آیا می‌توان بین این دو ارتباط تنگاتنگی برقرار کرد. آنچه که علم ثابت کرده و مشاوران مرتب روی آن در مدارس تأکید دارند، برنامه‌ریزی است. حال آیا این برنامه‌ریزی به دانش‌آموزان با انضباط برمی‌گردد یا نه؟

برای اینکه مدرسه‌ای بانشاط داشته‌باشیم موارد زیر را در مورد انضباط رعایت کنیم:

1- مدیر و معاون و معلمان مدرسه در همه کارهای مدرسه الگوی دانش‌آموزان باشند تا دانش‌آموزان الگوگیری کنند و دنیای فردا از دریچه روشنایی به سوی دانش‌آموزان باز شود.

2- اگر در مدرسه مسئولیت‌هایی به دانش‌آموزان سپرده شود و خود دانش‌آموزان مدرسه را با نظارت کادر مدرسه کنترل کنند. برای مثال شورای دانش‌آموزی مدرسه، معمولا بهترین دانش‌آموزان مدرسه را از نظر انضباطی تشکیل می‌دهند که توسط آراء دانش‌آموزان انتخاب می‌شوند و این دانش‌آموزان خیلی از کارهای اجرایی مدرسه را در کنار مدیر و معاون مدرسه انجام می‌دهند. باید سعی کنیم تمام دانش‌آموزان مدرسه را در کارها درگیر کنیم.

3- بررسی مشکلات دانش‌آموزان و همراهی ایشان در لحظات سخت زندگی.

4- هم صحبت شدن با دانش‌آموزان و خود را در کنار ایشان گذاشتن.

5- آشنایی با والدین دانش‌آموزان که در انضباط تأثیر بسزایی دارد.

در چنین مدرسه‌ای دانش‌آموزان از نظر پرورشی و تربیتی رشد خوبی خواهند کرد. چون نظم و انضباط همه کارهای مدرسه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و دانش‌آموزان وظیفه خود می‌دانند به موقع در صبحگاه، کلاس، نماز جماعت و... حاضر شوند یعنی از نظر دینی نیز دانش‌آموزان به تعالی می‌رسند.

در مدرسه سالم و شاد که بر پایه‌ انضباط است دانش‌آموزان خلاق و نوآور رشد می‌کنند و تفکر این دانش‌آموزان به طور کیفی است. به طوری که همیشه خدا را ناظر بر اعمال خود می‌دانند. دانش‌آموزان باانضباط، وقتی پا به اجتماع می‌گذارند، سریعا خود را با اجتماع هماهنگ می‌کنند و به دنبال اهداف از پیش تعیین شده خود می‌روند. در این مدرسه که نظم و انضباط حاکم است جریان‌ یاددهی - یادگیری هر روز بهبود می‌یابد و تعلیم و تربیت هیجانی و شوق‌انگیز می‌شود و مدرسه به سوی مدرسه‌ سالم سوق داده می‌شود.

رابطه نظم و انضباط با مسئولیت‌پذیری

اگر دانش‌آموزان در مدرسه نظم و انضباط را رعایت کنند نتیجه آن مسئولیت‌پذیری آنها خواهد بود. این دانش‌آموزان با رعایت حقوق تمامی افراد و برخوردهای منطقی با مخالفین و احترام متقابل، از عصاره بدست آمده از رعایت رفتار و عمل به آن در سطح مدرسه و بعد از آن پیاده کردن کاربردی‌تر در سطح اجتماع رفتار می‌کنند که می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات و کشمکشهای موجود در داخل اجتماعات انسانی باشد.

اگر به دانش‌آموزان بی‌انضباط و یا کم‌ فعال مدرسه مسئولیتی را بدهیم و اجازه دهیم آن را تجربه کنند قطعاً این دانش‌آموزان از نظر انضباطی بهبودی پیدا خواهند کرد فقط این کار مستلزم فرآیند آزمایش و خطاست.

این مسئولیت‌ها باید از کوچک شروع شود و پس از آنکه دانش‌آموز از خود قابلیت ایفای مسئولیت را نشان داد مسئولیت‌های مهم داده شود. دانش‌آموز، با احساس مسئولیت کردن، به بحث و تصمیم‌گیری و مشارکت در مدرسه می‌پردازد که باعث ایجاد مدرسه‌ای نتیجه‌بخش می‌شود و محیط بهتری را برای آموزش فراهم می‌کند.رابطه نظم و انضباط با مسئولیت‌پذیری، رابطه‌ای متقابل است.

آیا برقراری نظم و انضباط در مدرسه یک معضل است؟

بعضی‌ها بر این باورند که برقراری نظم و انضباط در مدارس امروزی با توجه به اجتماعی که در آن قرار داریم خیلی مشکل است. مدرسه‌ای که نتوان در آن نظم را برقرار کرد، طبق مباحث قبلی این مدرسه موفق نخواهد بود. نه دانش‌آموز درس خواهد خواند و نه نظم کلاس را رعایت خواهد کرد.

خیلی از معلمان مدارس ما از مشکل بی‌انضباطی زجر می‌کشند زیرا عاقبت بی‌انضباطی را درس نخواندن می‌دانند. انضباط و تعلیم و تربیت ارتباط خیلی نزدیکی دارند و بعضی دیگر از معلمان با مدیریت خوب کلاس، انضباط را یک معضل نمی‌دانند.

بعضی معلمان و معاونان بر این اعتقادند که برای برقراری نظم حتماً شیوه تشویق و تنبیه باید وجود داشته باشد و بعضی دیگر معتقدند برای دانش‌آموز باید محیطی فراهم آورد که در آن برای قدم گذاشتن در جاده‌ پیشرفت مورد حمایت قرار گیرد و موانع سر راهش هموار گردد. به نظر آنان دانش‌آموز انگیزه‌ درونی دارد بنابراین کافی است که این انگیزه پرورش یابد نه اینکه کنترل شود تا بتواند به بار بنشیند بنابراین طبق این نظریه، معلم که جهت دهنده است حرف اول را در پرورش نمی‌زند ولی به این معنی هم نیست که دانش‌آموز را به حال خود رها کنیم.

‌چگونه با دانش‌آموزان بی‌انضباط برخورد کنیم‌؟

سعی کنیم با دانش‌آموزان بی‌انضباط، آرام، خونسرد و حرفه‌ای برخورد کنیم. این نکته‌ خیلی مهمی است زیرا اگر مأمور پلیسی وسیله‌ نقلیه‌ ما را به خاطر رعایت نکردن قوانین رانندگی جریمه کند حق اجرای قانون انتظامی دولتی را دارد یعنی صدور برگه‌ جریمه، ولی حق تحقیر و رجزخوانی و سرزنش شما را ندارد. در مورد دانش‌آموزان بی‌انضباط هم عیناً همین است ما در حیطه وظایف خود حق اجرای برنامه انضباطی را داریم ولی نباید با فریاد زدن و حرکت انگشت، یا نگاه‌های تهدیدآمیز و یا تعابیر نیش‌دار و.... مورد بی‌انضباطی را به دانش‌آموز بگوییم. اگر برخورد ما با خونسردی و همراه با ریشه‌یابی باشد احتمال بیشتری دارد تا دانش‌آموز متوجه رفتارش شود زیرا ما می‌خواهیم با دانش‌آموزان تا پایان سال تحصیلی در مدرسه، با هم باشیم. اگر ما از دست دانش‌آموز، از حال طبیعی خود خارج شویم دیگر نمی‌توانیم به دانش‌آموز تسلط داشته باشیم. ما هنگام برخورد با دانش‌آموز بی‌انضباط باید آرام و خونسرد باشیم چرا که دانش‌آموزان از رفتار ما الگوگیری می‌کنند.‌

کم‌توجهی به دانش‌آموزان، به صورت ناتوانی در ادامه دادن یک تکلیف خاص آشکار می‌شود. دانش‌آموزانی هم در مدرسه هستند که معمولاً بیش‌فعال هستند که هم خانواده از دست چنین دانش‌آموزانی ناراضی است و هم مدرسه. این دانش‌آموزان در مدرسه، از دستورها اطاعت نمی‌کنند عملکردی تکانشی دارند و تحریک‌پذیر و خشن هستند. چون این دانش‌آموزان چنین مشکلاتی را دارند با هم سالان خود و خواهر و برادرشان مشکل دارند بعداً ممکن است در اجتماع دچار تنهایی و گوشه‌گیری شوند. این افراد از فعالیت‌هایی که نیازمند کاربرد نظم و انضباط مداوم و کوشش ذهنی و تقاضاهای سازمانی یا تمرکز حواس است، اجتناب کرده و یا بدشان می‌آید. این دانش‌آموزان در کلاس درس حواسشان به راحتی توسط محرک‌های ناآشکار منحرف می‌شود و در نتیجه هر محرک بی‌اهمیتی کار و فعالیت آنها را قطع کرده و باعث بی‌انضباطی در مدرسه می‌شوند.

برای ایجاد انضباط معلم باید خواسته‌های خود را با دانسته‌های دانش‌آموز هماهنگ کند و به اصلاح تجارب نادرست پرداخته و رفتارهای جدید ایجاد کند و تداوم در این رابطه اهمیت دارد. همچنین همکاران بدانند که دادن فرصت و مشاهده و تمرین رفتار مطلوب به دانش‌آموزان می‌تواند مؤثر باشد و رفتار صحیح را در عمل آموزش دهند.

دانش‌آموزان کادر مدرسه را، راهنمای اخلاقی خود می‌دانند و آنچه را که وی به عنوان نیک‌ و زشت می‌گوید می‌پذیرند. بنابراین رفتار معلم با عمل او باید یکسان باشد.

http://mehrbaran49.blogfa.com/post-3172.aspx






  • دانلود فیلم
  • داستان روزانه

    داستان کوتاه

    داستان کوتاه

    Pichak

    جدول لیگ برتر ایران

    مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران

    دیکشنری آنلاین

    جاوا اسکریپت

    mouse code

    کد ماوس